نیایش قشنگ ترین بهانه زندگی

به نام خالق نیایش

رمضان ماه رسیدن به خدا...

رمضان آمد و              ابلیس را به بند کشیدند... رمضان آمد و            با خود                 نور و کرم                     رحم و امید به ارمغان آورد ... رمضان آمد تا قدر هم ، بیاید... و این ماه خداست              پس بیا تا به ضیافت برویم          &n...
30 تير 1391

برای نیایشم و همه دوستای گلش

لطفا ادامه مطلب... هفت تا مداد رنگی                          من توی جعبه دارم مثل یه رنگین کمون                            رنگاشو می شمارم هفتا پرنده با هم                             تو لونه ای نشستن مثل روزای هفته   ...
28 تير 1391

لبخند یک فرشته

دختر گلم همیشه خنده رو بودی و هستی البته ، ولی خب کوچولویی هات به قولی خنده رو تر بودی یعنی با کوچک ترین چیزی خنده رو لبات می اومد و همه این حالتت رو خیلی دوست داشتن مامان جون همیشه می گفت مهری ها!یعنی متولدین ماه مهر خیلی خنده رو هستن خیلی خوشحالم که دختر خوش اخلاق و خنده رویی دارم خدا کنه خنده هیچ وقت از رو لبات محو نشه عزیزکم...توی کل عکس هات ، خنده خیلی خیلی زیاده ،اینقدر که خاله بعضی وقتا بهم میگفت از حالت های دیگه اش هم عکس بگیر دیگه همه آلبومش که شده خنده...و بیشتر وقتا هم کج می خندیدی مثل عمه مینو ...ولی کلا توی خواب خیلی زیاد نمی خندیدی، به ندرت پیش می اومد که توی خواب بخندی البته نوزادی هات بیشتر بود این حالتت ...
27 تير 1391

می خوام حبه ی انگور باشم!

وقتی دخملت عاشق نمایش بازی باشه و بیاد با ناز دخملونه ی مخصوص خودش بهتون بگه مامان ، بابا ، خواهش میکنم بیاین با هم نمایش، بازی کنیم   اون موقع هر وقتی که باشه و  هر نمایشی که بگه و هر نقشی هم که بهت بده با کمال میل می پذیری در حالی که از عاقبتش بی خبری   خب خودش که دوست داره  حبه ی انگور باشه  و همش میگه من حبه ی انگورم بع بع (با اون صدای نازکش فکر کنین چه جوری بع بع میکنه، عاشق بع بع کردنشم ) و منم که مامانشم همیشه یعنی همون خانم بزی!...فداش شم بد جوری هوامو داره همیشه ی خدا و بابا بیچاره هم گرگ بد جنس!  و عجب نمایشی میشه که دلش نمیخواد تموم بشه اص...
21 تير 1391

ای نهان از دیده ، دل جویای توست...

خدا کند که رضایم فقط رضای تو باشد هوای نفس نباشد ، همه هوای تو باشد خدا کند رهت افتد به منظر چشمم که سجده گاه نمازم ،به جای پای تو باشد خواستم شِکوه کنم به دلم بد آمد یادم افتاد کسی هست که خواهد آمد حتم دارم کلماتش همه باران هستند حرف هایش به دل انگیزی قرآن هستند عطر صد گل چو مسیح از نفسش می بارد به چه روزی شود آن روز که مهدی (عج)آید اللهم عجل لولیک الفرج دگر بار نیمه شعبان، خجسته میلاد مولایمان فرا رسیده و باز دستهای خالی و چشم امیدمان به آستان پر مهر و عطوفت آن یار مهربان یا صاحب الزمان گرچه شرمساریم، امّا تو را دوست داریم ما را بپذیر و وجودمان را به عنایتی و نگاهی بنواز... عيد نيمه شعبان بر&n...
14 تير 1391

شیرین تر از عسلی

بفرمایید ادامه... شیرین تر از عسلی وقتی هر بار صدات میکنم ،بهم میگی : جانم ، جونم ، جانم ... شیرین تر از عسلی، صبح هایی که زودتر از من از خواب بیدار میشی و بلند بلند میگی مـــــــــــامــــــــــــــــــان بیدا شو آخه چه گد (چه قدر) می خوابی صبح شده ! ببین خوشید خانوم از پشت کوه ها دَی (در) اومده! شیرین تر از عسلی وقتی بهت میگم مامانی تو رو خدا بیا غذات رو بخور اینقدر دور سفره نچرخ و تو با تمام ناز دخترونت میگی : تو یـــــــو خـــــــدا ، عزیز دلم ،من غذا نمــــــــی خویَم (نمی خورم) شیرین تر از عسلی وقتی ازت می خوام که خمیر دندون رو مسواکت رو نخوری و باهاش فقط مسواک بزنی و تو خیلی قاطع بهم میگی : نه نمی ...
11 تير 1391

نی نی خونه دار من !!

 مسابقه ای که وبلاگ نی نی شکلک گذاشته، بهانه ای شد تا بگردم دنبال عکس هایی که حکایت از خونه داری خانوم خانوما داره و کل آرشیو عکس هات رو نگاه کردم گل نازم به این بهانه ، البته نه فقط به خاطر مسابقه که بیشتر به خاطر اینکه یادی از گذشته هات که کوچولو بودی بکنم و  راستش دلم هم یکم برای کوچولو یی هات تنگ شد دختر من همیشه به مامانی کمک می کردی و می کنی ،خیلی کار کردن رو دوست داری و همیشه کنار مامانی  خدا کنه بزرگ تر هم که میشی همین جوری باشی آخه نمیدونم چه سِری هست که هر چی بزرگ تر میشیم تو کار کردن تنبل میشیم بچه ها همیشه پیش قدم هستن برای انجام کارا چون براشون جذابه ولی کم کم که بزرگ میشن دیگه تنبلی و بی حوصل...
8 تير 1391

عکاس کوچولوی خلاق من!

دختر گلم خیلی وقته که دوست داره عکاسی کنه و هر وقت دوربین دست مامانی می بینه میگه بده به من منم بلدم عکس بگییَم عکس هایی که برای اولین بار گرفته بود 4 تا عکس از بنده ،یعنی مامانی بود که دیگه نمیشد در معرض دید عموم گذاشت ولی بی نهایت دوستشون دارم و این عکس هایی که الان میذارم هم اولین هایی هست که عکاس کوچولوی من گرفته این عکس های هنری حاصل ذوق نیایش در عکس گرفتنه که مربوط به دیشبه ... همچین تند تند عکس میگرفت که بیا و ببین از این طرف به اون طرف هی فلاش میزد و هی ذوق میکرد  خیلی تعجب نکنید خب انگشت های کوچولوش جلوی لنز دوربینه که کم کم بر طرف میشه بالاخره این انگشت های کوچولوش رو از جلوی لنز برداشت (...
5 تير 1391

یه تجربه ی رنگی!

یه تجربه ی قشنگ توی یه عصر جمعه شیرین ، جالب ، به یاد موندنی و رنگارنگ برای تو دخترکم برای خودم هم همین طور بود و برای بابا هم، و برای همه فکر میکنم  من از این تجربه ها نداشتم هیچ وقت خب نمیدونم شاید زمان ما امکانات نبود  فکر کنم اکثر پدر مادر های اونجا هم دلشون می خواست خودشون رو و همدیگر رو رنگی کنن البته غیر از عده ای محدود که با ترس و لرز از کنار شما بچه ها می گذشتن که مبادا قلم موهای پر رنگتون لباسشون رو رنگی نکنه این تجربه ی رنگی رو توی جشنواره رنگ ها که کلوپ پاندا برگزار میکرد به دست آوردیم و واقعا ممنونم از دوست گلم فریبای عزیز که ما رو با این مهد کودک پاندایی آشنا کرد چه قدر جای تو...
3 تير 1391

از زیر درخت آلبالو تا زیر بارون!!!

نیایش من زیر درخت آلبالو پیدا شده! خب گفتم توی آخرین روز از خرداد ماه 91 این عکس هات رو هم بذارم که جامونده نشه! این عکس ها که توی باغ کوچولومون زیر درخت های آلبالو ازت گرفتم با کمترین امکانات یعنی با موبایلم گرفته شده و ببخش اگه کیفیت ندایه! و مربوط به 25 خرداد هستش... بفَمایید آبالو وقتی که هنوز توی دلم بودی یا شاید بهتره بگم وقتی هنوز فقط توی فکرم بودی بین این درخت ها دیده بودمت دختر کوچولوی من رویای واقعی و زیبای من دوستت دارم پی نوشت1 :امروز 31 خرداده و بازم تولد عمه گلت رو بهش تبریک میگم و از این راه دور می بوسمش و براش آرزوی موفقیت دارم و خوشبختی ... عمه مینو ، نیایش دوس...
31 خرداد 1391