نیایش قشنگ ترین بهانه زندگی

به نام خالق نیایش

برای نیایشم و همه دوستای گلش

لطفا ادامه مطلب... هفت تا مداد رنگی                          من توی جعبه دارم مثل یه رنگین کمون                            رنگاشو می شمارم هفتا پرنده با هم                             تو لونه ای نشستن مثل روزای هفته   ...
28 تير 1391

دوستی

مورچه داره می بافه با نخ زرد و یشمی برای دوست خوبش یه شال گرم پشمی ریخته کنار دستش صد تا کلاف کاموا مورچه می گه: «خدایا! تموم می شه تا فردا؟» زرافه دوست ِ مورچه فردا می شه سه سالش هر چی براش می بافه تموم نمی شه شالش مصطفی رحمان دوست این شعر خیلی قشنگ رو دوست خوبم حنانه (دوست دوران دبیرستان که تازه همو پیدا کردیم )برات فرستاده نیایش گلم  منم برات گذاشتم توی یه پست که دوستای گلت هم بخونن و لذت ببرن مضمون این شعر زیبا رو که حتما فهمیدین آره دوستیه خدا کنه همیشه دوستای خوبی برای هم باشیم به قول مامان نازی نرگس درسته که دنیای دوستیمون مجازیه ولی احساسامون که واقعیه ما...
19 دی 1390

یه روز یه آقا لاک پشته...

یه روز یه آقا لاک پشته می خواست که پرواز کنه اما پری نداشت که تو آسمون باز کنه مرغابی ها اومدن یه دونه چوب آوردن لاک پشت و همراهشون به آسمونا بردن لاک پشته چوب و محکم با دهنش نگه داشت پاشو تو آسمونی که آرزو داشت گذاشت بالا و بالا رفتن و تو آسمون چرخیدن از آقا لاک پشتمون سوالی رو پرسیدن گفتن که اینجا خوبه یا رو زمین بهتره؟ لاک پشت که پر نداره چرا باید بپره؟ لاک پشته یادش اومد هر وقت که چیزی گفته از اون بالا افتاده  پس این دفعه م می افته چیزی نگفت و صبر کرد تا به زمین رسیدن گفت رو زمین بهتره! هر سه با هم خندیدن   ...
27 مهر 1390

"خونه ی ما"

وقتی تو خونه، مامان خنده به لب داره دنیا می خنده به ما ،شادی میاره بابا که از در میاد با بوسه ی شیرین برای من کوچولو هدیه میاره تو باغچه ی خونه ما ، پر از گل و گیاهه اگه رو سبزه و گل پا بذاریم گناهه ما مثل شاپرک ها ، می رقصیم دور گل ها با هم آواز میخونیم تو این خونه ی زیبا ...
9 خرداد 1390
1