نیایش قشنگ ترین بهانه زندگی

تولد دو تایی!

  دوست داشتی تولد تو و داداشی با هم باشه توی یک روز خب البته تفاوت تولد هاتون 12 روزه و برای همین یک جشن تولد گرفتیم البته بازم خانوادگی و جمع کوچیکمون ، مامان جونا بابا جونا ، خاله جونی و از همه مهم تر دخترش پرنیان گلی ممنون از همه شون که شادت کردن ایشالا بتونم یه روز برات جشنی بگیرم که همه  دوستات باشن همون طور که آرزو داری عشق من تولدتون مبارک فرشته های زمینی عاشقتونم   ...
28 شهريور 1395

روزهای زیبای با هم بودن

تا حالا همچین سابقه ای نداشتم ... سابقه در ننوشتن، در حرف نزدن، در نگفتن از خاطره ها مون ... نمیدونم چرا اینجوری شد ولی شد دیگه، متاسفم... چون خیلی چیزا دلم میخواست اینجا یادگاری بنویسم و نشد... شروع دوباره اش یه کمی سخته اما دلم میخواد هر فرصت کوتاهی هم شد بیام و بنویسم دوباره، دلم تنگ شده برای اینجا ، برای همه  دوستامون، برای همه بچه های نازنین و مامانای مهربونشون که عاشقانه مینویسن... دوران بارداریم داشت به شمارش معکوس نزدیک میشد ...خیلی دلم میخواست زودتر تموم شه ...همین طور که هر روز از خواب بیدار میشدم و هی روزها رو میشمردم که چند روزه دیگه یعنی مونده که بتونم با دیدن چهره ی معصوم یه نوزاد دوباره حال و هوای خوب و جدیدی پی...
24 شهريور 1395
1