نیایش عزیزمنیایش عزیزم، تا این لحظه: 17 سال و 24 روز سن داره
امیرعلی جونامیرعلی جون، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 5 روز سن داره

ثمره ی عشق

هفتِ زیبا...

ایمان دارم که قشنگترین عشق، نگاه مهربان خداوند به بندگانش است،  پس من تو را به همان نگاه می سپارم و می دانم تا وقتی که پشتت به خدا گرم است  تمام هراس های دنیا خنده دار است ، آری ، خیلی ساده ،  مانند درختانِ سبزِ امید، دستانت را بسوی نور بلند کن و لذت لبخندی شیرین  را تجربه کن دخترم   دیشب ساعت 20:32:07  پر از 7 شده بودی ! منم تونستم این لحظه رو ثبت کنم 2 سال و 7 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 7 دقیقه و 7 ثانیه... تا جایی که میدونم عدد 7 جایگاه خاصی داره و مبارکه   ان شا الله که تمام ثانیه ثانیه ی زندگی ات خوش یمن و مبارک باشه...
16 ارديبهشت 1391

تاریخ گذشته!!!

سلام یکی یک دونه ی مامان گل نازم خیلی وقته که می خوام برات بنویسم ولی هر بار به دلیلی نشد و این شد که حالا دوستای گلت یه پست تاریخ گذشته و خیلی طولانی رو می خونن ! هر چند که ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است... مگه نه ؟! عزیز دلم منو به خاطر این همه تاخیر در نوشتن ببخش از دوستای گل و همیشه همراهمون هم معذرت می خوام ، ولی خب هر بار کاری پیش می اومد اول که به خاطر پست های قبلی بود که می خواستم زودتر برات بذارم و بعد هم کار و مشغله های جانبی و بعد هم که چند روزی اینترنت نداشتیم و شد حالا ... بگذریم ... حالا می خوام هر چی که تو خاطرم مونده رو برات بگم : خب ، بذار از اول بگم از 26 فروردین که پروژه ی بزرگ از پوشک گرفتن رو شروع ک...
11 ارديبهشت 1391

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

السلام علیک یا بنت رسول الله  یا وجیهتا عند الله اشفعی لنا عند الله   اشک مولا وقتی کفن پیچید بر جسم کبودش  اشک تحسر ریخت مولا در نبودش پنهان ، شبانه پیکرش را دفن فرمود  خاک بقیع با غربتش از غصه فرسود  ام ابیها را لقب دادش پیمبر  زد بوسه بر دستان آن جوشنده کوثر  بانوی هر دو عالم و فخر زمانه حسنش دلیل هستی و نورش بهانه  اول قدم را در بهشت او می گذارد  با دست خود نقش وفا را می نگارد  امید قلب خستگان است و مریدان  مادر برای امت و مام شهیدان پیوسته از سوی خدا بر او سلام است  از ما درود بیکران و احترام است ... سروده : مامان بزرگ نیایش(مامان بابایی) ...
5 ارديبهشت 1391

یه مسابقه یا سرگرمی!

سلام دوستای عزیز و مهربونم من هم توی مسابقه وبلاگی نی نی متفکر شرکت کردم، ولی هنوز هیچکی بهم رای نداده جز مامانم  از همین جا همه ی دوستای گلم رو به یاری می طلبم اگر دوست داشتید به من رای بدید می تونید اینجا کلیک کنید... پیشاپیش از همتون ممنونم   البته هر کسی فقط یه بار میتونه رای بده و باید حتما هم آدرس وبلاگش رو بذاره تا 5 شنبه هم ظاهرا وقت هست برای رای دادن بازم ممنون نیایش جون اینجا 2 سال و 2 ماهشه بعدا نوشت: ممنون از همه دوستای عزیز و مهربون و گلی که به من رای دادند 13 تا رای آوردم نفر سوم شدم بیشتر برای سرگرمی شرکت کردم اما خودم اینترنت نداشتم که برم رای جمع کنم بازم ممنون ...
3 ارديبهشت 1391

یک سالگی یک عاشقانه...

با نام او شروع می کنم که همه چیزم از اوست و تو نیز از اویی ... همه ی وجودم، سیب گلابم، نفسم، شاخه نباتم سلام بهانه ی قشنگ و لذت لحظه لحظه ی زندگی ام ، بارها گفته ام و باز هم میگویمت که با تو معنا گرفتم ، جان گرفتم ، با تو خودم را ،خود خودم را و خدایم را پیدا کردم و همه چیزم از آنِ توست.  پس قبل از هر چیز اول سپاس خدا را به خاطر تمام نعمت هایش که به ما ارزانی داشت ، به خاطر همیشه بودنش کنارمان و به خاطر تو ... تو که هدیه ای هستی از جانب دوست برایمان که به خودش هم گفته ام بارها و بارها که من نیایشم را از تو ، هدیه گرفته ام ، خدای بزرگی که من را لایق لطف بی اندازه ات دانستی و میدانی خودت که هیچ کس هد...
29 فروردين 1391

بهارانه با نیایش

یه سلام بهاری دوباره به سرخی و زیبایی این گلهای لاله به گل خونه ام و همه دوستای گلش دخترکم ، عید سال 89 بود که بابایی یه باغچه کوچیک تو پارکینگ درست کرد و توش گل کاشت یکی از اون ها، گل لاله است که 2 طرف باغچه برای من و تو کاشت و هر سال بهار دوباره گل میده همین که در خونه رو باز میکنم و چشمم بهش میفته روحم تازه میشه ، حیف صد حیف که عمرش کوتاهه... پارسال این شکلی بود(عکس بالا)  امسال یک پیازش، 3 تا گل شده بود ولی فکر کنم یه کم دیر ازش عکس گرفتم باز شده بود ، البته جالبه که شبها بسته میشه بهم میگی : مامان اینکه بو ندایه (نداره) لَلی(ولی)خیلی خوشگله قربونت برم گل نازم  همه شما ...
22 فروردين 1391

روز هایی که گذشت

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام یه سلام بهاری توی یه روز گرم بهاری به دختر نازم و دوستای مهربونمون امیدوارم تعطیلات نوروزی به همه خوش گذشته باشه و سال خوبی رو شروع کرده باشید دلمون برای همتون تنگ شده بود ببخشید که غیبتمون طولانی شد... پیشاپیش از طولانی بودن این پست هم معذرت میخوام! سلام یه سلام بهاری توی یه روز گرم بهاری به دختر نازم و دوستای عزیز و مهربونمون امیدوارم تعطیلات نوروزی به همه خوش گذشته باشه و سال خوبی رو شروع کرده باشید دلمون برای همتون تنگ شده بود ببخشید که غیبتمون طولانی شد ... دختر نازم خیلی وقت بود میخواستم برات بنویسم ولی نمیشد یکی دو روز پیش هم که چهلم پدر بزرگم بود و درگیر بو...
17 فروردين 1391

یا مقلب القلوب...

به آیینه مقابلت نگاه کن بهار پیش روی توست ... باور کن آیینه ای از بهشت رو به روی توست که آفریدگارت با لطف بی کرانش در مقابلت نهاده است بنگر که تا چه اندازه شفاف و لطیف و زیباست... راستی تو در این آیینه چه می بینی؟ می دانم! خنده ی گل ، تبسم غنچه ،رقص بنفشه، نوازش نسیم،حرکت سبزه ها،ترنم باران،ترانه ی چکاوک ها و چلچله ها را.... می دانم آنچه میبینی بیش از آن است که همه را بر زبان آوری... آنچه در این آیینه دیده میشود بهار است و تو در عمق این آیینه خدایت را میبینی و دست قدرت و سخاوت بی حدش را... و چه زیبا گفت آن معلم معرفت که: برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتری است "معرفت کردگار" پس ...
29 اسفند 1390

تقدیم به همه ی دوستان عزیز در آستانه ی فصلی نو

  مناسبت ها را بهانه ای می کنیم تا از آنان که دوستشان داریم یادی کنیم بوی باران ; بوی سبزه ; بوی خاک شاخه های شسته ; باران خورده ; پاک آسمان آبی و ابر سفید برگهای سبز بید عطر نرگس , رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار با همه ی خوبی ها و بدی هایش، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت... چند روز دیگر بهار می آید و همه‌ چیز را تازه می‌کند، سال ، ماه ، روزها ، هوا و طبیعت را ...  ولی فقط یک چیز کهنه می شود که به همه ی آن تاز&zwnj...
21 اسفند 1390

از نیایشم + صدای بلبلم !

سلام دختر گل و قشنگم این روزا با اینکه خیلی کم حوصله ام و خسته اما سعی کردم خودم رو مشغول کنم ( مشغول به اصلاح خونه تکونی ... )با اینکه حال و هوای عید رو ندارم و حسش نمیکنم اما به خاطر تو هم که شده سعی میکنم فقط به روزای خوب فکر کنم وقتی ذوق کردنت رو می بینم دلم می خواد همه چیز رو فراموش کنم و تمام ذهنم رو پر کنم از تو... فقط تو  الان با اینکه دور و برم خیلی شلوغه اما دوست داشتم بیام و از تو بنویسم از تو که همه وجودمی از تو که همیشه سعی میکنی به مامان کمک کنی و مامان رو درک کنی ببخش اگه بعضی وقتا از روی خستگی یه کم صدام رو بلند کردم الهی بمیرم برات که وقتی از یه کارت ناراحت میشم و عصبانی بدو بدو میای بغلم میکنی و نازم میکنی ...
15 اسفند 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ثمره ی عشق می باشد