شیرین واژه های دخمل 19 ماهه من
کوچولوی نازم از همون یک سالگی ات دیگه معنی همه کلمه ها رو متوجه میشدی البته قبلش هم خیلی از حرف هامون رو میفهمیدی فقط نمیتونستی بگی مثلا اگه بهت میگفتم کاسه رو بده میفهمیدی کاسه کدومه ،بشقاب کدومه یا خیلی چیزای دیگه رو کاملا میفهمیدی فقط نمیتونستی بگی ولی کم کم که واژه های جدید یاد میگرفتی و با اون صدای بامزه تکرار میکردی کلی ما رو ذوق زده میکردی علاوه براون واژه هایی که از 14، 15 ماهگی میگفتی که برات نوشتم تو پست های قبلی ، هر روز کلمات جدید یاد میگرفتی.......

این کلمات رو هم به تدریج یاد گرفتی و تا الان می گی:
نانی(نیایش)هر وقت ازت میپرسیم اسمت چیه میگی نانی بعضی وقتا هم که میخوای چیزی بنویسی صدات رو میکشی و میگی ناااااااااااااااانیییییییییییییی و خط خطی میکنی چون من که میخواستم بهت یاد بدم صدامو میکشیدم هر وقت میخوای چیزی بنویسی یا بکشی این طوری میگی اولین خط خطی ات رو هم نگه داشتم... نقاشی کردن رو هم خیلی دوست داری یکی دو ماه پیش که برات مداد رنگی گرفتم همش دوست داشتی بشینی نقاشی کنی و رو وایت برد ی هم که قبلا برات گرفته بودیم همش خط میکشی و میگی نااااانیییییی هر وقت میخوای به من بگی مداد رنگی ها رو بهت بدم تا نقاشی کنی اشاره میکنی به مداد ها و ماژیک ها میگی مامان نانی نانی

خاله رو دیگه درست میگی و خیلی با ناز میکشی صداتو
خالهههههه
عمه ، عمو ، علی، من، وقتی ازت میپرسم تو خوشگلی میگی من
آقا رو میگی آ آ ، به بارون میگی بادی و به بادبزن میگی باد ،به جارو هم میگی جاجی
دادی (دایی) هر وقت بهت میگم بگو دایی نه دادی میگی علی چون اسم دایی ات علی هست...
ده ،وقتی ازت میپرسم چند تا دوسم داری میگی دَ و با دو تا دستت هم نشون میدی
حطی(حیاط) عاشق حیاط رفتنی در خونه رو اگه یه لحظه باز کنم مثل فشفشه میری تو حیاط و میگی حطی باده باد یعنی داره باد میاد...وقتی هم بابا میره طناب میزنه کلی ذوق میکنی و میخوای مثل اون ادا در بیاری
ولی نمیتونی و ما هم کلی میخندیم خیلی بامزه شدی.gif)
حمممو (حموم) خیلی دوست داری حوم رو و آب بادی(آب بازی)رو .gif)
هاپو ، بیبی (پیشی)
،تو تو
،گا (گاو)
،بَ بَ(ببعی)،
اَپ(اسب)، عاشق اسب سواری هستی هر وقت تو نماز هستم میرم سجده خودتو می اندازی رو پشتم میگی اپ ،اپ میخوووووای اسب سواری کنی....

مانی(ماهی) ،حطی( خرگوش) ، مو(موش) 
مانی(ماشین)،هَ(هواپیما)،چَ (دو چرخه) ،اینا رو هر وقت میبینی خودت میگی نه اینکه ما بهت بگیم تکرار کنی مثلا اگه هواپیما ببینی چه عکسشو، چه تو هوا میگی مامان هَ هَ ....
خامو (خاموش) وقتی بهت میگم برو تلویزیون رو خاموش کن میری دکمه اش رو فشار میدی و خاموشش میکنی و میگی خاااااااممممممو
آبو (آلبوم)،عک(عکس)،تَ(تخت)، پو(توپ)،شعر توپ سفیدم قشنگی و نازی....رو خیلی دوست داری و همش وقتی میخوای خاله برات شعر بخونه میگی( خاله خاله پو پو) یعنی میگی همون شعر رو بخون نه چیز دیگه
تازه چون همیشه میخوابوندت و پاهاتو میزد به هم ،شعر میخوند فکر میکنی همیشه باید تو همون حالت شعر برات بخونن
اون ،این.. وقتی میخواییم جایی بریم میری جلوی کمد لباست و میگی با با با یعنی بازش کن بعدشم به لباسات اشاره میکنی و میگی اون اون... این...قربونت برم از الان میخوای اینجوری کنی من یکی دو سال دیگه چه کار کنم با تو عشقم

هال(شال) هر وقت میخوای بری بیرون میری همه لباسای خودت و منو از سر جا لباسی میکشی و میگی هال مامان هال دَدَ میخوای شال سرم کنم ببرمت بیرون
آینه عاشق آینه ای و هر وقت یه چیزی میپوشی میدوی میری جلو آینه و به خودت میخندی
.gif)
کلمه آینه رو هم خیلی با نمک میگی کاش میشد لهجه رو هم نوشت....
اینم از اون کارهاست خودت رفتی در کابینت رو باز کردی قابلمه رو برداشتی گذاشتی رو سرت تازه بدو بدو هم میری جلو آینه خودت رو تماشا کنی....

.gif)
ا َی نا (از اینا) هر وقت می خوای یه چیزی بهت بدن بخوری میگی اَی نا(به فتح الف) یعنی از اینا و وقتی هم داری میخوری یک آم آمی راه میندازی که بیا و ببین
خامه، مو(موز)، پو(پرتقال) ، آجی(آجیل)، ا َنی(انگور)، هتی(هویج)، ما (ماست)، نوو(نون)،گیل (گل)میری نزدیک گل ها و میگی نااااا نا و ناز میکنی گلها رو.gif)
چَ(کفش)خودت میری کفشات برمیداری و پا میکنی ولی بر عکس پات میکنی بعضی وقتا هم هر چی تلاش میکنی تو پات نمیره و عصبانی میشی و یه بار اودم دیدم کفشای بابا یی رو برداشتی پوشیدی .یعنی دو تا پات رو کرده بودی تو یک کفش با با.gif)
جیز ، آتیس (یه چیزی بین س و ش)،دا (داغ)، پو (پوف) چیزی که داغه خیلی بامزه فوت میکنی
گو(گوش)، چی(چشم) ،ابو(ابرو) ، پا ،دَ (دست)،
بده بده وقتی میخوای چیزی رو به مخصوصا به زور از کسی بگیری همش میگی بده بده با اون مدل گفتن قشنگت
جیش وقتی جیش کردی یا یه وقت از اون کارا کردی میای پیشم و همش میگی جیش جیش
یا پی پی
منم میفهمم که باید پوشکت رو عوض کنم باید یاد بگیری قبل از اینکه کاری بکنی بگی وروجک
تازه الانا که خودت شلوارتو در میاری و چسب های پوشکت رو هم باز میکنی
حول (حوله)، پَ(پتو)، بی بی (بیا بیا) ، خواب، وقتی خوابت میاد دستم و میگیری میکشی میگی خواب خواب جی جی
بَ (بغل) دستات رو باز میکنی میگی بَ یعنی بغلم کن قربونت برم تازه خیلی هم ناز بوس میکنی میگی بوووو ، وقتی هم میخوای ناز کنی میگی نااااااااا ناااااااا

می (میز) بعضی وقتا که چیزی بهت میدم میگی می یعنی برو بذار رو میز ،به کاسه هم میگی کا ،خیلی از کلمه ها رو حرف اولش رو میگی
تَدی(ترسیدم)،
بد... به هر چی هم که سر و دست و پات میخوره بهش میگی بد بد
نه .. رو هم که هر وقت دلت میخواد میگی
تا تا یی ، تا تا هی(تاب تاب عباسی) ،تاب بازی و سر سره بازی خیلی دوست داری و همش دست منو میگشی میگی مامان پا دَدَ یعنی مامان پاشو بریم دَدَ ،یا میگی پارک بریم تاب بازی کنیم . ادای سرسره سوار شدن رو در میاری و حتی دوست داری تابی که تو خونه برات وصل کردیم و برداری و ببری حیاط باهاش بازی کنی کلا خیلی ددری هستی 
میو میو (صدای پیشی) ، ماااا ما (صدای گاو) ، هاپ هاپ (صدای هاپو) ،بَ بّ (صدای ببعی) وقتی بهت میگم پیشیه میگه : تو صداش رو خیلی با نمک در میاری مثل یک پیشی ملوس و میگی میو میو میو همین طور بقیه حیوونایی که اینجا نوشتم... برا تو تو هم میگی پَ پَ یعنی پر بپر
بادی (بازی) وقتی بهت میگم چی کار می کنی ؟ میگی بادی
الی (الو) وقتی تلفن زنگ میزنه بدو بدو میری سمت تلفن میگی الی الی (الو) خاله خالهههههههههه همش میخوای با تلفن صحبت کنی و گوشی رو به ما نمیدی...
قبول رو هم میگفتی ابول بهت که چیزی میگفتم ازت میپرسیدم قبوله تو هم میگفتی ابوووووول
مَمووووون (ممنون) مثلا وقتی میخواییم سفره رو جمع کنیم هر چی تو سفره است یکی یکی میاری میدی به من و خودتم میگی ممنون کلا هر کاری که برا من میکنی خودت میگی ممنون بعد منم میگم ممنون دختر گلم آفرین عشق من...
علی (یا علی) هر وقت میخوای پاشی یا یه کار سخت بکنی یه چیز سنگین بلند کنی یا مخصوصا زمانی که از پله میخوای بالا بری میگی علی علی یعنی یا علی....علی نگه دارت باشه گلم
تو این عکس اولین بار بود که داشتی خودت تنهایی از پله های سر سره بالا میرفتی و همش میگفتی علی...علی...هر پله ای رو که میرفتی بالا میگفتی علی

اینقدر تند تند از پله ها بالا میرفتی و سر میخوردی که نمیشد ازت عکس بگیریم سُر میخوردی و بعد بدو بدو می اومدی از پله ها میرفتی بالا ،اصلا نمیترسیدی با اینکه دفعه اول بود که تنهایی بالا میرفتی

خدا رو هم میگفتی هدا بعدش یاد گرفتی و خیلی خوشگل میگی خدا وقتی هم میگیم دعا کن دو تا دستت رو میگیری بالا جلوی صورتت ،قربون دعا کردنت بشم
بابا نی، این دو تا کلمه رو تازگی پشت سر هم وبدون فاصله میگی یعنی با با نیست..
واژه های خاکی و خالی رو هم همین تازگی یادگرفتی ....
نمیدونم بازم از این شیرین واژهات چیزی مونده که نگفتم یا نه اگه یادم اومد یا خودت گفتی میام اضافه میکنم قبلا هم خیلی هاش رو برات نوشتم اونایی که زودتر میگفتی....
توی ادامه مطلب نوشتم الان چه جوری حرف میزنی شیرین زبونم ...


وقتی هم میخوای حرف بزنی خیلی بامزه همه کلمه ها رو کنار هم میذاری و کسی که ماجراشو بدونه فقط میفهمه تو داری راجع به چی حرف میزنی مثلا این طوری میگی:(البته من نمیتونم صدا و لهجه نازت رو بنویسم بعضی جاهاش رو که میکشی و وسطش نفس نفس میزنی خیلی بامزه میشه:
مامان، ماما ،خالههههه، حَطی، تا تا ، هُل، ه َ ه َ ، تَدی
یعنی:
مامان با خاله رفتم حیاط سوار تاب شدم، منو هل داد،هوا رعد و برق زد ترسیدم،
یا میگی:
مامان، نی نیییی، چَ چَ ،من ،تدی
مامان ،من سوار دوچرخه نی نی شدم ترسیدم
یا:
با با، بی بی، دَ دَ ، حطی، باده باد
بابا بیا بریم ددر ،حیاط باد میاد
خاله ، بی بی ،دَ دَ ،تو توووو ، تا تا
خاله بیا بریم دَ دَ ،تو تو ببینیم ،تاب بازی کنیم
حَط ای( همون حطی که با لوس بازی میگی و صدات رو میکشی) ، چَ چ َ ، تاااااا تااا ،خاله ، تو تووو ، پَ پَ ، کفش بپوشم برم حیاط ،با خاله تاب بازی کنم ، تو تو هم پرواز میکنه ،
خاله نی = خاله نیست
پو، بد، بد ،آ=پوشک بد آشغال
پوشکت رو که عوض میکنم برش میداری اینو میگی یعنی پوشک بد برم بندازمش سطل آشغال بعدم میدوی میری میندازی تو سطل تو اتاق و بعدشم میای خودت میگی ممنون
مامان ،من ،خواب ،خواب،جی جی
مامان به من جیجی بده بخوابم خوابم میاد.
.
.
.



شیرین واژه های دخمل 19 ماهه من 

