ای کاش به دنیا دل غمبار نبود...
دستان حادثه ،بار دگر گرفت از مادران قرار ،از کودکان امان هر لحظه می رسد اخبار تازه ای از سستی زمین ،از سختی زمان مبهوت مانده مات چشمان اشکبار افتاده نی به خاک،بی بانگ یک شبان تصویر یک نگاه در اوج التهاب بر ماتمی عظیم،بالاتر از گمان افسوس و آه و درد این واژگان سرد کی میکند ادا ،حق سخن بیان... چه قدر دلگیر است و تاسف بار ،هر از چندی خبر ویرانی سقف های مردمان این خاک بر سرشان... شاید ما که حال در خانه های به ظاهر محکمان نشسته ایم ،ندانیم چه روزهای سختی دارند مردمان زلزله زده ی آذربایجان اما می شود حس کرد چشمان اشک بار و دل های پر دردشان را... یا رب مگیر آرامش شب های ما را با یک نظر از ما بگرد...









