نیایش عزیزمنیایش عزیزم، تا این لحظه: 17 سال و 29 روز سن داره
امیرعلی جونامیرعلی جون، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

ثمره ی عشق

نیایش میگه...

  وقتی با تلفن صحبت میکنه: ♥ الو شَلام (سلام) حال من خوب...من خومم (خوبم) حال تو چه طو؟ حال خوب آیه (آره) ؟ وقتی میخواد بشمره: ♥ یک دو چهار پنج شیش ، من شه 3 جا انداخت وقتی صدای اذان رو میشنوه: ♥ مامان هِدایه  اَنون (صدای اذون) من وودوو بیگی (وضو بگیرم) نما ( نماز) بخون  وقتی می خواد دعا کنه( با حالت تضرع و دستها رو به آسمون): ♥ ای خدا کاری بکن حال من خوبه خوبه خوووووووووووووب ای خدا کاری بکن شادونه خوبه خوب باااااااااااش  (آخه از خاله شادونه یاد گرفته این دعا رو!) بعدشم میگه: الهی آمین وقتی داره غذا می خوره: ♥ مامان موش جون م...
26 آذر 1390

کد ما در جشنواره : 146

ما نی نی ها هممون به کد   146 رای میدیم شما چی دوستای مهربون !؟! شما هم اگه از این طرح خوشتون اومده رای بدید دیگه لفطن! کد 146 یادتون نره  خیلی ممنون! ...
25 آذر 1390

ادامه عکس های سفر ...

  این عکس ها مربوط به مرکز خرید پاویلیونPavilion market هست که دارای 450 فروشگاه در 7 طبقه و شش محوطه است و برای زمان کریسمس تزیینات زیبایی رو با کاج ها طراحی کرده بودن   اینجا هم مرکز خرید دیگه ای هست که اسمش خاطرم نیست ولی برای کریسمس اغلب مارکت ها رو تزیین کرده بودن این عکس ها مربوط به بازار هنری ها یا central market هستش که نیایش هم با دو تا از مغازه دارهای اونجا بد جوری رفیق شده بود ولی تنها واژه مشترک بینشون دالی بود و اونا هم کلی ذوق میکردن و همش باهاش بازی میکردن عکس های زیر مربوط به شهر بازی گنتینگ Gentingهست که با ...
19 آذر 1390

سفر نیایش کوچولو به مالزی (به روایت تصویر)

اینجا یه پارک کوچولو و استخر در محوطه خونه بابا جون نیایش هستش شهرک Pantai Hill Park اینجا برج های دوقلوی پتروناس هست که یکی از بلند ترین آسمان خراش های جهان هست که در شهر کوالالامپور قرار داره و ارتفاع اون به 452 متر میرسه و امروزه به یکی از نماد های اصلی کوآلالامپور مالزی تبدیل شده این عکس ها مربوط به مجتمع تفریحی آفاموسا A' famosa ست که شامل قسمت های تفریحی زیادی مثل پارک پرندگان و باغ وحش و شوی حیوانات و پارک آبی است  چیزی نمونده بود این پرنده بلا چشم نیایش رو نوک بزنه خدا رحم کرد   این عکس ها مربوط به آک...
18 آذر 1390

باز این چه شورش است که در جان واژه‌هاست...

با اشک‌هاش دفتر خود را نمور کرد در خود تمام مرثیه‌ها را مرور کرد ذهنش ز روضه‌های مجسّم عبور کرد شاعر بساط سینه‌زدن را که جور کرد احساس کرد از همه عالم جدا شده ست در بیت‌هاش مجلس ماتم به پا شده ست در اوج روضه، خوب دلش را که غم گرفت وقتی که میز و دفتر و خودکار ، دم گرفت وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت باز این چه شورش است که در جان واژه‌هاست شاعر، شکست خورده‌ی طوفان واژه‌هاست بی‌اختیار شد، قلمش را رها گذاشت دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت یک بیت بعد، واژه‌ی لب تشنه را گذاشت تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت حس کرد پا به پاش جهان گریه می‌کند دارد...
12 آذر 1390

ما برگشتیم!

سلام به همه دوستای خوب و مهربونم که توی مدتی که نبودم به یادم بودن و ممنون بابت نظرات قشنگ و محبت آمیز همگی ...من هم به یاد همه بودم و دلم براتون تنگ شده بود ولی از روزی که برگشتیم خستگیم اونقدر زیاد بود که نتونستم پست جدید بذارم  و کمی هم سرما خوردم و فکر کنم نیایش هم داره سرما میخوره خدا کنه مثل دفعه قبل نشه که خیلی سخت بود و البته می خواستم به احترام این ایام عزاداری، پست عکس ها و خاطرات نیایش رو بعدا براتون بذارم ان شا الله دراولین فرصت ... بازم ممنون از همگی که به یاد ما بودید ما هم جای شما رو خالی کردیم ان شا الله همگی سالم و شاد و موفق باشید دوستدار همه شما نیایش و مامانی راستی دخملی هم بالاخره یاد گرفته ...
10 آذر 1390

سفر به مالزی

دختر گلم ، شیرین زبونم قراره بریم یه جای دور ... بذار از اول بگم!  عمه مینو جون 3 ، 4 ماه بعد از مراسم عروسی ما راهی کشور مالزی شد یعنی دی ماه سال 85 برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در رشته خودش یعنی تئاتر و کارگردانی و دیگه درسش تقریبا تموم شده  ولی میخواد مالزی بمونه و همون جا کار کنه و ان شا الله اگه خدا بخواد ویزای کارش هم درست شده و اما اینا رو گفتم که بگم حالا داره ازدواج میکنه و ان شا الله که خوشبخت بشه حالا با هر کی هر جای دنیا که هست ان شا الله همیشه شاد باشه و چون مامان جون و بابا جون هم اونجا بودن  میخواستن تا قبل از اومدنشون به ایران یه مراسم عقد و عروسی کوچولو بگیرن تا به سلا...
27 آبان 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ثمره ی عشق می باشد